سلام دوستای گلم من عسل هستم عاشق بازیگری. امیدوارم با نظر ها تون کمکم کنید تا یه وبلاگ فوق العاده درست کنیم بلکه بتونیم قدری از زحمات این هنرمند تواناو هنرمند در عرصه بازیگری را جبران کنیم. فکر میکنم دیگه همتون آقای کمیلی رو میشناسیدونیازی به معرفی ایشون نیست.ولی یه بیوگرافی کوتاه مینویسم. حامد کمیلی متولد 14/4/1361 در اصفهان.عضو در تیم والیبال هنرمندان. تحصیلات.دارای مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی و کاردانی کامپیوتر دارای 2برادر به نام های احسان و ایمان
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، عوامل«پسر آدم،دختر حوا»اين روزها در پلاتوي استوديو سبحان فيلم مشغول فيلمبرداري هستند. بنابراين گزارش، دكور 4 لوكيشن اين فيلم در اين پلاتو بازسازي شده و گروه فيلمبرداري تا 15 روز ديگر در اين پلاتو نماهاي مورد نظر را فيلمبرداري خواهند كرد و پس از آن گروه براي ادامه فيلمبرداري به خيابانهاي تهران باز ميگردد. تاكنون 40 درصد از فيلمبرداري«پسر آدم،دختر حوا»انجام شده و مقدمات مونتاژ آن در حال انجام است تا سعيد حاجي ميري مونتاژ فيلم را به زودي آغاز كند. «پسر آدم، دختر حوا» فيلمي كمدي - اجتماعي است كه به لجبازي هاي حرفه اي دو وكيل تازه كار ميپردازد. فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا احمدي پيشكوهي و سعيد حاجي ميري به نگارش درآوردهاند. رامبد جوان پيش از اين فيلم سينمايي «اسپاگتي در هشت دقيقه» و چند مجموعه تلويزيوني مانند «گمگشته» و «نشاني» را كارگرداني كرده است. مهناز افشار، حامد كميلي، رامبد جوان، ليلا اوتادي، فرامرز صديقي وشيلا خدادادبه همراه محسن قاضي مرادي، سعيد پيردوست، عليرضا رياحي، حسين محب اهري، كيومرث ملكمطيعي، مهوش وقاري، محمود بنفشه خواه، كيانوش گرامي، اردشير كاظمي، ملك شريعتپناهي، سورن مناتصاكانيان وآرمينه زيتونچيان بازيگران«پسر آدم،دختر حوا»هستند. ساير عوامل اين فيلم عبارتند از:كارگردان: رامبد جوان - نويسندگان فيلمنامه: محمدرضا احمدي پيشكوهي، سعيد حاجي ميري - مديرفيلمبرداري: فرج حيدري - مجري طرح و مدير توليد: آزيتا موگويي - مدير صدابرداري: بهروز معاونيان - طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسايي - طراح چهره پردازي: مهرداد ميركياني - عكاس: امير عابدي - دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: پوپك مظفري - دستيار دوم كارگردان: شهرام كيور - منشي صحنه: الهام راد - دستيار اول فيلمبردار: فراز حيدري- گروه فيلمبرداري: محمد عزتخواه، بهروز سليماني، مجيد يادگاري، ميلاد حسيني، محسن رحميان، رضا كرد، حميد داستار - گروه صحنه و لباس: سياوش ديداري، نفيسه فاضلي، رزيتا عليزاده - ساخت دكور: احمد رجبي - مجري گريم آقايان: مهدي آشناور - مجري گريم خانمها: راحله نعمتزاده - دستيار صدابردار: سعيد بجنوردي، وحيد مقدسي - گروه صداگذاري: حسين وفايي، امير نوري، هدي رحمتي - دستيار تدوين: حيدر بهبودي - جانشين توليد: احمد كشوري - دستيارتوليد: هايده مرندي - هماهنگي توليد: سعيد عراقي - مدير تداركات: داوود ناظمي - گروه تداركات: رحيم خارابي، مهدي طيبي، مجيد حبيبي، برزو تقينژاد - حمل و نقل: مجيد حبيب دولابي، كامران كاظمي، منوچهر زندي، ايمان يزدانخواه - گروه دكور: مجيد رجبي، رضا جهانديده، فرهاد شصتي، مجيد كارآمد - سينه موبيل: رضا واعظي - فيلمبردار پشت صحنه: روزبه عباسي - امور اداري: فرخنده صناعي - امور مالي: محمود آتش فراز - - مشاور رسانه اي:مهدي طاهباز - پشتيباني توليد: مهدي خسروجردي - تهيه كننده: سعيد حاجيميري - محصول: سازمان سينمايي سبحان. انتهاي پيام/.
در اين فيلم هم مانند تمامي فيلمها و سريالها بهترين راه براي سر درآوردن از كار و برنامه روزانه گروه فيلمبرداري ديدن «آفيش روزانه» است. آفيش برگهاي است كه در آن همه مسائل و ماجراهايي كه قرار است در يك روز در پشت صحنه فيلم اتفاق بيفتد، درج ميشود. آفيش روزانه فيلم ترديد با همه برگههايي كه تاكنون ديدهام، تفاوتي اساسي دارد و آن هم اين كه در اين برگه بخشي به عنوان شعر روزانه پيشبيني شده و در آن آمده است: «زندگي سرسره است/ميكني دل از خاك/ پله پله تا اوج/ ميدوي تا فردا/ بعد از آن بالا ميخوري آرام ُسر.» فهرست بازيگراني كه در اين فهرست عوامل آمده همان چيزي است كه چند خط ديگر در قالب اين گزارش توصيف خواهم كرد؛ اما بد نيست بدانيد براي اين روز خاص دكتر اميد روحاني، بازيگر نقش دكتر بنيادي، وكيل خانواده و يك بازيگر ديگر جزو استندبايهاي آفيش هستند. استندباي هم دقيقا به اين معني است كه بازيگر مورد نظر بايد منتظر باشد تا هر لحظه با تلفن دستيار كارگردان راهي صحنه فيلمبرداري شود. امروز قرار است 22 نفر هنرور هم به عنوان خدمه، كارگر و ميهمان سر صحنه حضور داشته باشند. بر حضور پرتقال و سيب مصنوعي هم تاكيد شده كه اين اقلام در داخل كارتني در سر صحنه قابل رويت است.
فضايي كه پس از ورود به كاخ موزه مردمشناسي با آن مواجه ميشوم، هيچ شباهتي به ساختمان قبلي موزه كه در گوشه گوشه آن مجسمههاي مومي با لباسهاي محلي به چشم ميخورد نيست. اينجا با تلاش و كوشش امير اثباتي و گروهش تبديل به خانهاي مجلل شده و رنگ ديوارهاي آن هم با دكوراسيون چوبي و قهوهاي كرمرنگ اتاق كاملا همخواني دارد. در گوشه گوشه اتاقي كه به آن وارد شدهام، دستهگلهاي مختلفي به چشم ميخورد؛ دستهگلهايي از گلهاي شيپوري و ليليوم از همانهايي كه شبيه سپر جنگي سربازان گلادياتوري است و پشت ويترين مغازههاي گلفروشي گرانقيمت جلوه ميكند. خيلي زود است كه نتيجهگيري كنم چند ساعت پيش اينجا مراسم عروسي بوده است. روي ميزها هنوز ميتوان بقاياي يك سورچراني حسابي را ديد. البته به جاي ميوههاي موز و خيار و انگور واقعي، روي ميز ميوههايي از جنس پلاستيك به چشم ميخورد. طبيعي است دوربين چند روزي اينجا توقف داشته و به همين دليل از اين ميوههاي پلاستيكي استفاده شده تا راكورد صحنه حفظ شود. عليرضا شجاع نوري، تهيهكننده سينماي ايران با همان سبيل هميشگي كه در اغلب ايام سال بر چهرهاش قابل ديدن است، در كت و شلواري تيره با كراوات و پيراهني به رنگ سماقي تيره كه دكمههاي سرآستين آن از زير كت بيرون زده، يك طرف نشسته است. او در اين فيلم نقش روزبهان و همان شخصيت عموي سياوش را بازي ميكند كه يك مولتيميلياردر است. در طرف ديگر هم محمد مطيع، بازيگر قديمي سينماي ايران در نقش انوري، همهكاره روزبهان با كت و شلوار سبز بدرنگ و پيراهن مغز پستهاي و دوبنده در رفت و آمد است. مقابل آنها هم يك صندلي سفيدرنگ قرار دارد كه به تناوب گاهي كريم قرباني با لهجه غليظ شمالي روي آن مينشيند و گاهي زني كه احتمالا با آن پيشبند و لباس ساده فقط ميتواند يك خدمتكار باشد. دكمههاي جليقه كريم قرباني بسختي جلوي پيشروي شكم او را گرفته است. صداي آنها آرامتر از آن است كه بتوانم چيزي بشنوم. محمد مطيع با آنها درباره تعداد بشقابهاي شكسته حرف ميزند و من يقين پيدا ميكنم هم آن مرد شمالي و هم اين زن خدمتكار خانه هستند.
آتش گركاني با مانتوي مغز پستهاي و روسري هم در آن سوي عرض ميز نشسته است كه تهچهره او شباهت فراواني به ميترا حجار دارد. او مادر سياوش است و البته سن و سال او خيلي بيشتر از ميترا حجار است. او با يك تلفن بيسيم شمارهگيري ميكند.
چند دقيقهاي است كه نورپردازي كه مداد اتودي از جيب پشت شلوارش بيرون زده و به تيشرت خود چند گيره بليتي آويزان كرده با كمك چند نفر ديگر تلاش ميكنند تا نور صحنه را درست كنند. به قول روزنامهنگاران قديمي از ظواهر امر چنين برميآيد كه فعلا خبري از فيلمبرداري نيست و اين زمان فرصت خوبي براي انجام يكي از گفتگوهاي پشت صحنهاي است. مجيد معدني مدير توليد سريال را پيدا كردهام و حالا بخشي از ماجراي توليد اين فيلم را از زبان او ميشنويم.
چراغهايمان را خاموش كرديم
«الحمدلله كار تا الان خوب پيش رفته است. «ترديد» فيلمي بوده كه همه منتظر تعطيلي آن بودند. ما سعي كرديم چراغ خاموش حركت و فضايي را فراهم كنيم كه كارگردان با آرامش كار كند. واروژ كريم مسيحي حتي سيگارش را هم ترك كرده است.» اين توضيحي است كه معدني صحبتهاي خود را با آن آغاز ميكند. گفتگو با مدير توليد فيلم ترديد را با سوالي درباره ساختمان موزه آغاز ميكنم. اين كاخ پيش از انقلاب متعلق به اشرف، خواهر شاه بوده است كه در اين فيلم به عنوان خانه روزبهان مورد استفاده قرار گرفته است. 40درصد از فيلم در اين لوكيشن مقابل دوربين رفته است. براي اين بخش از داستان كريم مسيحي نياز به خانهاي تودرتو داشت كه در مرحله قبلي، يكي از خانهها در منطقه فرمانيه يافت شده بود؛ اما براي مرحله جديد كار، صاحبخانه با در اختيار قرار دادن آن موافقت نكرد و به همين دليل گروه توليد طي مذاكره با مسوولان كاخ سعدآباد اين محل را در اختيار گرفت. زماني هم كه پاي گروه فيلمبرداري به اين محل رسيد، اين فضا در حال آمادهسازي بود و گروه سازنده فيلم ترديد با رنگآميزي و پاركت كردن موزه به آمادهسازي فضاي اين محل كمك كردند.
معدني در ادامه توضيحات خود به اين مساله اشاره ميكند كه «ترديد» به تهيهكنندگي فدكفيلم و يك بانك خصوصي ساخته ميشود. بخشهايي از اين فيلم سال گذشته مقابل دوربين رفته بود، اما كار تعطيل شد و دوباره از اول فروردين سال 87 كار جدي شد. براي تغيير پروانه ساخت مدتي زمان صرف شد و تهيهكنندگي كار از محمدمهدي دادگو به سعيد سعدي واگذار شد. بالاخره كار از خرداد جدي شد و از 15مرداد كليد زده شد. در مرحله قبلي فيلمبرداري محمدرضا فروتن، بيتا فرهي و جمشيد مشايخي حضور داشتند كه اين تركيب در سري جديد تغيير كرد.
معدني در ادامه اين گفتگو كه در طبقه بالاي موزه و در اتاقي خالي انجام ميشد، به اين مساله اشاره كرد كه ترديد فيلم پر لوكيشني است. همه بخشهاي فيلم در تهران فيلمبرداري ميشود. يك صحنه فيلم هم قرار بود در بلوچستان فيلمبرداري شود كه اين صحنه در شهرك سينمايي دفاع مقدس مقابل دوربين رفت. بقيه لوكيشنها هم شامل سينما ركس لالهزار، ساختمان دفتر روزبهان، ساختمان پيرنيا و بيمارستان و مركز فرهنگي ارامنه بود.
وقتي از معدني ميپرسم، آيا از بخشهاي قبلي كار هم استفاده شده يا نه؟ ميگويد: در مرحله جديد همه چيز را از صفر شروع كرديم. تا پيش از تعطيلي كار 10 درصد فيلمبرداري شده بود، اما به دليل عوض شدن فصل، آن بخش از كار كنار گذاشته شد و بازيگرها هم عوض شدند و همه چيز از ابتدا آغاز شد.
بازيگران ديگر چه كساني هستند؟!
بهرام رادان، بازيگر نقش سياوش در گوشه سرسراي خانه در حال تمرين ديالوگهاي خود است. رادان با موي كوتاه و شلوار جين، پيراهن سفيد و كت سورمهاي هيچ شباهتي به آن بازيگر ستارهگونه فيلمهاي سينمايي ندارد و بيش از حد ساده و معمولي است و كاملا شبيه ديگر جوانهاي سر صحنه است. در گوشهاي از اين سرسرا هم سعيد سعدي تهيهكننده فيلم كه لباسي روشن بر تن كرده، دست در جيب كرده و با آرامش صحنه را تماشا ميكند. صحنه شلوغي در پيش است. كت و شلوارهاي راهراه و براق كه مد روز است، بر تن ميهمانان نشسته و آنها را حسابي خوشتيپ كرده است. سرسراي بزرگ اين خانه آنقدر مجلل است كه هيچ روزنامهنگار و فيلمسازي حتي در خواب هم نميتواند داشتن چنين جايي را تصور كند. صاحب اين خانه يا بايد در شكل واقعياش فردي مانند اشرف، خواهر شاه باشد يا يكي از چهرههاي مافياي اقتصادي. پشت سر من دري است كه به دفتر كار روزبهان باز ميشود؛ دفتري با يك ميز و كتابخانهاي كه پشت آن قرار گرفته و عمده كتابهاي موجود در آن شكلي تزييني دارد. در اين دفتر هيچ خبري از كاغذ و رايانه نيست و تقويم، تلفن روميزي و خودنويس موجود روي ميز هم نشان ميدهد كه صاحبخانه چقدر بايد قدرتمند باشد. البته با آن عروسي مجللي كه روزبهان براي خود راه انداخته ميتوان به قدرتمند بودن او صفت زندهدلي را هم اضافه كرد. با معادلات امروزي آتش گركاني مادر سياوش كه به عقد برادر همسر خود درآمده زني زيبا و جذاب نيست و بر اساس منطق داستان احتمالا ازدواج او و عموي سياوش دليلي جز هوس ندارد.
به داخل سرسرا كه باز ميگردم، يكي از دستياران صحنه چند دست لباس به بهرام رادان داده كه رادان بايد در حين حركت آنها را در دست بگيرد. سر بهرام بدخشاني مدير فيلمبرداري و امير اثباتي طراح صحنه و لباس كاملا شلوغ است. نكته جالب توجه شباهت پوشش آنها به يكديگر است كه هر دو كاپشن و شلوار لي به تن كردهاند. حركت در ميان وسايل آنتيك و مجلل اين خانه يكي از هنرورها را كنجكاو كرده كه آيا اين وسايل براي كاخ اشرف بوده يا خير؟ با اطلاعاتي كه دارم، برايش توضيح ميدهم كه هيچ كدام از اين وسايل مال كاخ اصلي نيست و همه آنها براي فيلمبرداري اجاره شده است.
در اين صحنه قرار است بهرام رادان و محمد مطيع با هم حركت كنند و حرف بزنند و به سمت يكي از اتاقها بروند. صحبتي كه آنها در طول راه انجام ميدهند، درباره تصادف يكي از رانندههاي روزبهان است كه پس از فوت مرد راننده، روزبهان يك مقرري ماهانه براي زنش تعيين كرده و براي اينكه اين مقرري حيف و ميل نشود، پولش را داده و يك آپارتمان قسطي براي زن خريده است و حالا مادر سياوش از اين مساله چندان راضي نيست. در اين لحظه فرصت مناسبي پيش ميآيد تا فهرست بازيگران را تكميل كنم. مهتاب كرامتي نقش ورجاوند، زن راننده روزبهان را ايفا ميكند. ترانه عليدوستي در نقش مهتاب، نامزد سياوش حضور مييابد. حامد كميلي در نقش گارو، دوست سياوش، محمود پاكنيت در نقش متين و مسوول بايگاني در دفتر روزبهان حاضر شده و كاوه كاوياني، مهرداد طوفانيان و رزا آرايش هم ديگر بازيگران فيلم هستند. در اين صحنه قرار است هريك از هنروران كار خاصي را انجام دهند و 2 نفر از خدمه وظيفه مييابند تا يك تابلوي بزرگ نقاشي كه متعلق به پدر سياوش است را حمل كنند. در گوشهاي از پشت صحنه 2 تن از عوامل فيلم يك تلويزيون سياه و سفيد 14 اينچ رديف كردهاند و فوتبال ميبينند. بوممن مچ دستش را ميبندد و با قرار گرفتن كريم مسيحي در پشت مانتيور فيلمبرداري آغاز ميشود.
طراحي صحنه با چاشني اغراق
خارج از كاخ موزه مردمشناسي، آفتاب كمكم در حال غروب است. از اين محل شهر تهران پيدا نيست. درختهاي بلند همه زشتيهاي تهران را پشت خودشان پوشاندهاند و حالا من با امير اثباتي، طراح صحنه و لباس فيلم در حال گفتگو هستم تا بخش ديگري از فيلم ترديد را با هم مرور كنيم. اثباتي در جيب كاپشن لياي كه به تن دارد، يك جلد مجله جدول قرار داده كه به درد لحظههاي معطلي سر فيلم ميخورد. اولين سوالم اين است: خانه روزبهان در داستان چه اهميتي دارد كه براي انتخاب آن چنين دقت و ظرافتي صرف شده است؟ اثباتي به اين پرسش اينگونه پاسخ ميدهد: «اين خانه منزل شخصيت اصلي قصه است و قرار است كساني كه در اينجا زندگي ميكنند، آدمهاي ثروتمندي باشند. البته در طراحي اين بخش كمي غلو هم وجود دارد. در مجموع در بخش صحنه و لباس تلاش كرديم چندان مقيد به رئاليسم نباشيم. اينجا پيش از انقلاب خانه اشرف بود و پس از انقلاب تبديل به موزه مردمشناسي شد. البته اين محل براي تبديل شدن به موزه دچار تغييراتي شده كه مزاحم كار ما بود و سعي كرديم با اعمال تغييراتي به فضاي يك خانه اشرافي برسيم و براي اين منظور با تعداد محدودي از آكساسوار و بهرهگيري از ترفندهاي طراحي صحنه فضاها را پر كنيم و اين بخش از كار به گونهاي بوده كه در كتاب ركوردهاي گينس قابل ثبت است.»
اشاره اثباتي به بحث آكساسوار مرا به ياد نكته مهمي مياندازد و آن هم گران بودن آكساسوار چنين فيلمهايي است. او با شنيدن اين پرسش ميگويد: با اين حرف داغ دل من تازه شد و بعد ادامه ميدهد: در بيشتر فيلمهاي ايراني آماده كردن چنين فضاهايي براي كار به معضل پيچيدهاي تبديل ميشود و براي چينش فضا در مسيري قرار ميگيريم كه تحقق يك شرايط ايدهآل به معضلي فرساينده تبديل ميشود. صنعت سينماي ما با وجود كثرت توليد، از نظر تجهيزات در پايينترين حد قرار دارد و حتي براي چيدمان يك خانه معمولي و تامين آكساسوار آن بايد آواره شويم. ما انبار آكساسوار به شكل جدي نداريم و چيزي كه طراحي صحنه را تعيين ميكند نه پيشبيني اين صنعت بلكه امكانات سمسارهاي پراكنده تهران است. وقتي از اثباتي درباره انبار كردن آكساسوار سوال ميكنم، پاسخ ميدهد: در ساختار دولتي ايجادشده در سينما و نبود امنيت سرمايهگذاري، به نظر من بخش خصوصي نه ميتواند و نه جرات ميكند در اين زمينهها سرمايهگذاري كند يا بايد ساختار سينما عوض شود يا دولت همانطور كه در ديگر شاخهها زيرساختها را فراهم ميكند، در اين بخش هم سرمايهگذاري كند و بهرهبرداري را به انجمنهاي ذيربط يا دفاتر فيلمسازي واگذار كند. من چنين طرحي را چند سال قبل كه تازه انجمن طراحان صحنه و لباس شكل گرفته بود ارائه كردم، اما متاسفانه بخش دولتي بيشتر از آنكه به فكر تامين زيرساخت باشد، به فكر برگزاري جشن و جشنواره است. به همين دليل تجهيزات فيلمبرداري ما هم در همين وضعيت اسفبار قرار دارد و شهركهاي سينمايي هم در چنين وضعي قرار دارند؛ اما در كشورهاي همسايه مانند تركيه و دوبي، وضعيت با ايران اصلا قابل مقايسه نيست. آنها خيلي جدي در اين زمينه فعاليت كردهاند و نه تنها پاسخگوي نياز داخلي هستند، بلكه به فيلمهاي خارجي هم سرويس ميدهند. به همين دليل كشور تركيه از اين بابت درآمد ارزي هم دارد و به كشورهاي ديگر پلاتوي فيلمسازي اجاره ميدهد؛ اما در ايران وقتي كسي بخواهد كاري جدي در زمينه فيلمسازي انجام دهد، مانند سريال مدار صفر درجه بايد به خارج از كشور برود و اگر نرود نميتواند كيفيت خوبي را ايجاد كند و مخاطب هم داستان را جدي نميگيرد.
وقتي از اثباتي سوال ميكنم: فيلم ترديد به عنوان يك فيلم معاصر و در مقايسه با يك اثر تاريخي، در زمينه طراحي صحنه و لباس چه نكتهاي دارد كه مخاطب عام بتواند آن را دنبال كند؟ پاسخ ميدهد: بعيد است مخاطب عام بتواند با جزيينگري به طراحي فيلمهاي معاصر نگاه كند، اما به نظر من كارهاي معاصر از اين دست از نظر طراحي صحنه دشوارتر است، چون در كارهاي تاريخي، صحنه و دكور به دليل شكوه و جلال و غيرواقعي بودن، تلاش طراح را جلوه ميدهد؛ اما در كارهاي معاصر به نظر ميرسد همه چيز همين جور بوده و البته در چنين آثاري هرچه كار طراح كمتر به چشم بيايد، موفقتر است. اما در كارهاي معاصر اصل ماجرا اين است كه طراحي چقدر در خدمت درام جاري در صحنه باشد؟ به اعتقاد من طراحي بايد فراتر از پوشاندن بدن بازيگر با لباس يا چيدن صحنه رخ دهد. در مقام مقايسه هم ميتوان اينگونه بيان كرد همانطور كه از بازيگر فقط اين انتظار نميرود كه ديالوگ بگويد و او بايد حس و احساس خود را هم به خدمت بگيرد، در طراحي صحنه كارهاي معاصر هم نبايد همه چيز فقط به پوشاندن صحنه و بدن بازيگر محدود شود. در شكل عادي، طراحي امكانات زيادي به فيلمنامه و كارگرداني اضافه ميكند و هر كاري يك استيل يا لحن نمايشي براي خود پيدا ميكند. در بعضي فيلمها سعي كردهام بشدت تصوير مستند باشد. در يك كار جنگي آگاهانه كوشش كردم طراحي صحنه و لباس شبيه به عكسهاي جنگي شود. در «ترديد» هم تلاش كردم با غلو در طراحي، از واقعگرايي صرف فاصله بگيرم.
آخرين سوال من از اثباتي درباره پرفروش بودن كار است. او پاسخ ميدهد: تماشاچي ايراني قابل پيشبيني نيست و موفقيت فيلم در شرايط اكران به خيلي چيزها بستگي دارد. يك فيلم با انتخاب زمان و فصل مناسب يا تقارن نمايش آن با مسائلي كه رخ ميدهد، شرايط متفاوتي را از نظر فروش تجربه ميكند؛ اما منهاي همه اينها فكر ميكنم قصه اين فيلم خيلي پركشش است و با فيلمهاي كمدي دو سه نفره تفاوت زيادي دارد و با آن معيارها حركت نميكند.
جام جم
((با تشکر از روژان جون که مطلب رو از وب ایشون استفاده کردم))
15.1خرداد ساعت تقریبا 10 صبح در اصفهان ،گلزار هنوز نیامده واز بازیگران فقط الناز شکر دوست و حامد کمیلی حضور دارند،چند نفر در حال گرفتن عکس وامضا هستند.
2.تقریبا همه منتظر گلزار هستند،ساعت 3 است که یک بنز نقره ای از جلوی جمعیت رد شده و محمد رضا گلزار را در آن می بینیم که با گریمی کاملا متفاوت ظاهر میشو د.
3.گلزار به محض ورود، به اتاق گریم می رود وهمان جا برگه های سناریو را مرور می کند.
4.جمعیت حاضر که می خواهند با او عکس بیندازند،منتظرند.آقای بانکی به گلزار 5 دقیقه برای ابراز احساسات هوادران فرصت می دهد.
5.اندکی بعد فیلم برداری شروع می شود .در این سکانس الناز شاکر دوست و حامد کمیلی بیرون از مجتمع با هم حرف می زنند و شاکر دوست به کمیلی می گوید:چرا دست از سرم بر نمی داری؟من نامزد دارم.
6.در این لحظه محمد رضا گلزار از مجتمع خارج می شود و حامد کمیلی می گوید:چه نامزد خوش تیپی !بعد رو به محمد رضا گلزار ادامه می دهد:به به، آقای کلاهبردار مینا الان داشت تعریفت رو می کرد و الناز شاکردوست می گوید:بله،الان داشتم تعریفت رو می کردم.
7.حامد کمیلی با گفتن یک آخی...به سوی محمد رضا گلزار حمله میکند ،گلزار عقب می رود و الناز شاکردوست جلوی او آمده و می گوید :اگه بهش دست بزنی و...کات!
8.این سکانس دو بار گرفته شد و مورد رضایت کارگردان قرار گرفت.
9.گلزار به داخل مجتمع رفته و مردم همگی دنبالش راه می افتند و در جواب اینکه برای این فیلم اکران خصوصی نمی گذارد، می گوید:برای این فیلم؟این 5 ماه دیگه تازه اکران می شه، اگه خارج نباشم و ایران باشم حتما اکران خصوصی هم می ذارم.
10.بعد از خروج از مجتمع، گلزار به سمت ماشینش رفته و دختر بچه سه ،چهار ساله ای را که آنجا ایستاده بود می بوسد و برای استراحت داخل اتومبیلش می رود.
حالا بریم سراغ تردید
خبرگزاري فارس: فيلمبرداري فيلم «ترديد» دومين فيلم بلند سينمايي «واروژ كريممسيحي» ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلمبرداري فيلم «ترديد» كه از 15 مرداد آغاز شده بود، همچنان با بازي سه بازيگر اصلي فيلم با نامهاي بهرام رادان، ترانه عليدوستي و حامد كميلي، در سينما ركس لاله زار ادامه دارد. بنا بر اين گزارش، «سعيد سعدي» درصدد است تا توليد فيلم «ترديد» در شرايط خبري آرامي جلو برود. اين فيلم براي نمايش در جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر آماده ميشود. آخرين فهرست عوامل فيلم «ترديد» به اين شرح است: کارگردان: واروژ کريم مسيحي، برنامه ريز و دستيار اول کارگردان: آناهيد آباد، دستيار دوم کارگردان: سهيل بيرقي، دستياران کارگردان: مانيا کريم مسيحي - حافظ روحاني، منشي صحنه: نفيسه ذاکري، عکاس: محسن مينايي - حسام خلوصي، تصويربردار پشت صحنه: مهدي سعدي، تهيه کننده: سعيد سعدي، مديرتوليد: مجيد معدني، مالي: سحر صبا، مديرتدارکات: داود معدني، دستيار تدارکات: کامران حجازي، دستياران تدارکات: محمد پرواني- ابراهيم شيرواني- مراد خانه زاد- عزيز شفيعي- عبدالرضا بهرامي- مصطفي بازوبندي، مديرفيلمبرداري: بهرام بدخشاني، دستيار اول فيلمبردار: پيمان شادمانفر، دستياران فيلمبردار: عليرضا قاضي- آرش رمضاني- اکبردهقان- محمدرضا پازوکي- اديب سبحاني- مرتضي قاسمي، طراح صحنه و لباس: امير اثباتي، مديرصحنه: جواد فاضلي،دستيار طراح : نازنين توسلي، دستيار لباس: سپيده صبا، دکوراتور: عليرضا سليماني، دستيار دکوراتور: يوسف پور خداياري، طراح چهره پرداز: محمدرضا قومي، مجريان چهرهپردازي: هادي لطفي - عطيه مهرپيوند، صدابردار: نادر رضايي، دستياران: محمود کاشاني- حسين گوراني، جلوه هاي ويژه : محسن روزبهاني، حمل و نقل : اکبرميرباقري - علي کريمي- حميدرضا جوکار- ولي بيات- عيسي ابوترابي. بازيگران: بهرام رادان ، ترانه عليدوستي، حامد كميلي، مهتاب كرامتي، داود رشيدي، جمشيد مشايخي، كاوه كاويان، رزا آرايش و انوشيروان ارجمند. به گزارش فارس، فيلمبرداري «ترديد»، اواخر مرداد سال 86 در سينماركس لاله زار آغاز شده بود كه پس از بستري شدن و عمل جراحي «واروژ كريممسيحي» و تغيير تهيهكننده، وارد پيش توليد مجدد شد و از 15 مرداد با عوامل جديد، بارديگر كليد خورد. خلاصه داستان: پدر سياوش بر اثر يك حادثه مرده و عموي او ثروت خانوادگي را در دست گرفته است. سياوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. سياوش هنوز از خبر در گذشت پدرش حيران است كه خبر عجيبتري ميشنود؛ مادر او قصد دارد با عمويش ازدواج كند. طي ماجراهايي سياوش متوجه ميشود كه مرگ پدرش طبيعي نبوده و او را به قتل رساندهاند. حالا سياوش براي كشف حقيقت به سراغ دوست قديمياش كاوه ميرود و...
منبع:فارس نيوز
بهرام رادان و حامد كميلي در فيلم ترديد - عكس: محسن مينايي